نوشته شده توسط:مبین
نه ! اصلا فکر بد نکنید ؛ این یک شعار سیاسی از طرف مرحرم مغفور ملعون منفور منشور مستور ... ( و هر آنچه بر وزن مفعول می توان بنوشت )! جنبش سبز لجنی نیست !
این صدای من است ، مبین !
من هنوز زنده ام در سایه ی ولایت ، در سایه ی رهنمودهای امام خامنه ای ( مد ظله العالی ) ، در سایه ی استکبارستیزی ... وشکر می گویم خداوند عزوجل را که نعمت انقلاب اسلامی را به ما عطا کرد و از آن مهم تر وجود مقدس حضرت امام خامنه ای که در این وانفسای آخرالزمان راه بنماید به این گم کرده راه غافل ... و ای کاش ! ... ای کاش ! این آقایانی که سر باز می زنند از پذیرش او مانند ما جوجه بسیجی ها سرباز او می شدند و در فصل بهار شهر قم به بهانه ی ییلاق و قشلاق و تور کوش آداسی و سواحل جزایر چکاوک و کرکس سر در خم جهالت نمی کردند که کبک پندارد چون خود نمی بیند ، دیگران هم از او غافلند .
افتخار می کنم و فریاد می زنم که " افتخار می کنم به سرباز سیدعلی بودن " .
ای اهل قم ! خوشا به سعادت تان که سیدعلی مژده داد به ظهور ولی ( عج ) در این سال ، با سفر به شهر شما ؛ تا برچیند اساس تزویر و نامسلمانان مسلمان نما که دین مردم را به بازی گرفته اند و خود بهتر می دانید که این به ظاهر علما ( که البته تعدادشان نسبت به علمای ولایی بسیار کم است ) امسال رفتنی اند تا گل زهرا ( س ) هر چه زودتر رخ بنماید که گفته اند " بنمای رخ که باغ و گلستانم آرزوست " .
یا صاحب الزمان ( عج ) ! ادرکنی !
نوشته شده توسط:ناصر
یا حق
سلام خدا.
خوبی؟مشتاق دیدار!!!!
ملائکه خوبن؟سلام ما رو بهشون برسون.
یه چند وقتییه خبری ازت نیست.اومدم در خونت اما فکر کنم صدامو نشنیدی!!!!!!گفتم یه نامه برات بنویسم شاید یه کم به یاد منم افتادی!!!!! شاید یه کم دلت به حال این بنده حقیر ،مسکین،مستکینت سوختو به حالش رحم کردی.
خدای من سعی کردم روی حرفات خیلی فکر کنم.توی کتابت نوشته بودی که "من بر خودم واجب کردم که با بندهام مهربون باشم" و البته در جای دیگری از کتابت گفته بودی که "من از رگ گردن به بندهام نزدیکترم" والبته بازم توی یه جای دیگری از کتابت گفته بودی"ای ملائکه من از این که بنده ام منو صدا کنه ولی بهش جواب ندم شرم دارم"
خواستم بگم که ای خدا تو رو خدا!! به حرفایی که می زنی پایبند باش.منو توی این موقعیت تنها نذار.من واقعا احساس اضطرار می کنم.دارم از جایی ضربه می خورم که دقیقا نمی دونم کجاست.فقط بدون که حالم خیلی خرابه.
خدای منتظر کمکتم.دوست دارم رد پاتو توی زندگیم ببینم......................
*(از همه ی اونایی که این نامه را می خونن شدیدا التماس دعا دارم.شاید خدا به نجوای شما نگاه کرد،هرچند که به فریاد کمک من، پاسخ نمیده.)
نوشته شده توسط:مبین
با سلام مجدد خدمت شما بزرگواران ! آره خودت رو میگم ، تعجب نکن !!! الان که اینجا ( سایت دانشکده مون ) نشستم ، تازه از امتحان ریاضی 2 زدم بیرون ... . بعد از ظهر هم امتحان کتبی ... ( تو رو خدا ببین به چه روز خواری افتادیم ) تربیت بدنی 1 دارم ... . ذکر این چند روزم فقط همینه :
" آخیش ! خدا رو شکر ... اینم تموم شد ... ".
نوشته شده توسط:ترکش ولگرد
امشب با بچه ها قرار گذاشتیم بریم فوتبال . ساعت10 بود كه رفتیم. هر كی با هر چی داشت اومده بود، كتونی ، كفش ، دمپایی .
اون قدر سگ دو زدیم تو بازی كه دیگه نایی برای برگشتن نداشتیم، سه ساعتی می شد ،برگشتیم.همه خسته و كوفته پهن زمین شدن و خوابیدن. ساعت 5 بود كه آقا حمید داشت بچه ها رو واس نماز صدا می زد ، كمی عجیب به نظر می رسید. بچه ها جوری وضو گرفتن تا خواب از سرشون نپره. خود آقا سعید نماز جماعت رو شروع كرد . ركعت دوم نماز را شكست و داشت غش غش می خندید و ساعت 3 را نشان می داد.
نامه ای به خدا ... سه شنبه 6 مهر 1389
آخیش ! خدا رو شکر ... اینم تموم شد ... . یکشنبه 30 خرداد 1389
السلام ای خانهی عشق-3 شنبه 22 خرداد 1389
امت غیور اسلام ، توجه فرمایید ! چهارشنبه 19 خرداد 1389
السلام ای خانهی عشق-2 یکشنبه 16 خرداد 1389
امت غیور اسلام ، توجه فرمایید ! شنبه 15 خرداد 1389
نورچشمم ،هستی من جمعه 14 خرداد 1389
تقدیم به بهترین مادر دنیا چهارشنبه 12 خرداد 1389
از چه بنویسم ؟! سه شنبه 11 خرداد 1389
برای آن ها که........... دوشنبه 10 خرداد 1389
امت غیور اسلام توجه فرمایید ! چهارشنبه 5 خرداد 1389
هنر خوب مردن دوشنبه 3 خرداد 1389
می نویسم از حجاب ، پس بی ناموس ها نخوانند ... یکشنبه 2 خرداد 1389
شعری از طرف یک عزیز یکشنبه 2 خرداد 1389
لیست آخرین پستها
تبلیغات